X

بخش بالایی وب سایت شمامل ، جستجو ، منوی اصلی و هدر

بخش میانی

محتوی نوشتاری

تشریح بدن از زبان مبارک امام صادق ع در مباحثه با طبیب هندی

امام صادق (ع) فرمود:«در سر، رخنه‌ها و لایه‌هاست؛ چون هر چیز درون تهی، هرگاه یکپارچه باشد، شکستن، وزدتر به سراغش آید و چون چند تکه قرارداده شود، شکستگی از آن دورتر است.

موی سر، در قسمت بالای آن قرار داده شده است تا با ریشه‌هایش چربی را به مغز برساند و سر موها، بخار را از مغز بیرون ببرد و سرما و گرمایی را که بدان می‌رسد، از آن دفع کند.

پیشانی از مو تهی است، از آن رو که محل رسیدن نور به چشمان است، و در آن، چین و چروک قرار داده شده است، بدان سبب که عرق فروریخته از سر را در خود، محبوس سازد و مانع آن به چشمان شود تا بدان وقت که انسان، عرق خویش را پاک کند، آنسان که نهرها در زمین آب‌ها را در خورد محبوس می‌سازند.

 ابروها در بالای چشمان قرار داده شده‌اند تا نور را به اندازه کافی به چشمان راه دهند. ای هندی! مگر نمی‌بینی آن که نور بر  وی چیره شود، دست خویش را بر فراز چشمان می‌گیرد تا نور به اندازه کافی از زیر آن به چشمان راه بگشاید.

بینی در میان دو چشم قرار داده شده است تا نور را در میان دو چشم به دو بخش مساوی قسمت کند.

چشم، همانند بادام است تا میل بتواند دارو را در داخل آن جریان دهد و بیماری (عفونت) از آن بیرون آید. اگر چشم، مربع شکل یا دایره‌ای بود، نه میل در داخل آن حرکت می‌کرد، نه دارو به همه آن می‌رسید و نه بیماری از درون آن خارج می‌شد.

سوراخ بینی در پایین آن قرارداده شده است تا بیماری‌هایی (عفونت‌هایی) که از مغز فرو می‌آید، از آن پایین آید و بوها از آن بالا رود و به مشام رسد، در حالیکه اگر این سوراخ، در بالای بینی بود، نه بیماری‌ای از آن به زیر می‌آمد و نه بویی را حس می‌کرد.

سبیل و لب، در بالای دهان قرار گرفته است تا مانع رسیدن آنچه از مغز فرو می‌ریزد، به دهان شود، مبادا که طعم خوراک و نوشیدن بر انسان مکدر گردد و آن را از خودش دور کند.

ریش، تنها برای مردان قرار داده شده است تا بدین وسیله از زنان متمایز گردند و نیازی به بازگشودن همه چهره و ملاحظه آن برای شناسایی نباشد.

دندان جلو،‌تیز قرار داده شده است؛ زیرا به واسطه آن، کار گاز گرفتن صورت می‌پذیرد و دندان‌های جانبی پهن قرار داده شده است؛ زیرا آسیاب کردن و جویدن به کمک آنها انجام می‌گیرد و نیش، بلندتر است تا تکیه‌گاه دندان جانبی و دندان جلو باشد، بسان ستون در یک بنا.

کف دستان از مو تهی است، چون به کمک آنها کار لمس انجام می‌گیرد؛ اما اگر در آنها مو وجود داشت، انسان نمی‌دانست آنچه پیش روی اوست و آن را لمس می‌کند، چیست.

مو ناخن، فاقد حیات است؛ زیرا بلند شدن آنها مایه کثیفی و زشتی است و کوتاه کردنشان پسندیده است. پس اگر در آنها حیات وجود داشت، انسان به هنگام کوتاه کردن آنها احساس درد می‌کرد.

قلب، به شکل دانه صنوبر است؛ زیرا وارونه است و یک سر قلب، باریک قرار داده شده تا لابه‌لای ریه برود و با سردی آن، خنک شود، مبادا که مغز از گرمای آن بسوزد.

ریه دو پاره قرار داده شده است تا قلب در لابه‌لای فشارگاه‌های آن قرار گیرد و به کمک حرکت آن، خنک شود.

کبد، قوسدار است تا معده را سنگینی کند و به تمامی بر روی آن قرار گیرد و آن را بفشرد و در نتیجه، بخاری که در آن هست بیرون برود...

تا خوردن زانو به سمت عقب قرار شده است؛ چرا که انسان به سمت جلو راه می‌رود و حرکات او با تعادل همراه است، اما اگر این نبود، انسان در هنگام راه رفتن (بر زمین) می‌افتاد.

در کف پاکودی‌ای قرار داده شده است؛ زیرا هر چیز چون به تمامی سطح بر زمین قرارگیرد، به اندازه سنگ آسیاب سنگین می‌شود، اگر با لبه‌اش بر روی زمین باشد، یک کودک هم می‌تواند آن را (از جای خویش) براند. اگر هم چیزی به روی بر زمین قرار گیرد، جابه‌جا کردن آن، حتی بر یک مرد، سنگین می‌آید.»

در این هنگام، مرد هندی پرسید: این دانش برای تو از کجا حاصل آمده است؟ فرمود: «آن را از پدرانم، از پیامبر خدا، از جبرئیل (ع)، از پروردگار جل‌جلاله، یعنی همو که تنهاست و جان‌ها را آفریده، فراگرفته‌ام».

پس آن هندی گفت: راست گفته‌ای و من نیز گواهی می‌دهم که خدایی جز الله نیست و محمد(ص)، پیامبر خدا و بنده اوست و تو آگاه‌ترین کسان روزگار خویش هستی

 

بالا